خاطراتش...

نه ملامت می‌کنم او را، گله با دل نمی‌کنم

قصهٔ رنجِ جدایی را به هر محفل نمی‌کنم

گرچه رفت از پیش چشمم، خاطراتش زنده است

با غمِ دوریِ او، غوغا به هر منزل نمی‌کنم

او اگر از من برید و راه دیگر پیش گرفت

من دلِ دلبسته‌ام را وقفِ هر مشکل نمی‌کنم

مانده عطرِ خاطراتش در هوای سینه‌ام

باغِ یادش را به دستِ باد، بی‌حاصل نمی‌کنم

گرچه شب‌ها بی‌حضورش اشک می‌بارد دلم

دردِ پنهانم برای هر کسی کامل نمی‌کنم

#بابک_غلامی

+ نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۴۰۵ ساعت 0:0 توسط بابک غلامی |