چشمانت...
ای نگارم آشفته و غمخواری نداری
عاشق و شوریده حال و بی قراری
من در شکن چین زلف تو اسیرم
جمال و خم گیسوی تو کرده پیرم
بیقرارت میشوم وقتی صدایت میکنم
شیدای چشمانت میشوم وقتی نگاهت میکنم
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 0:4 توسط بابک غلامی
|