شیدایی تو....
در ازدحامِ شهر، دلم در هوایِ تو بود
در هیاهو، آسودگیام، تماشای تو بود
دیوانِ شعرم، غزلخوانِ زلف و دیده تو
دفترِ ترانهها، شیدایِ گیسو و چشم تو
نامه ها نوشتم به دل، جز تو یاری نیست
غیر تو مرهمی بر این درد دوا نیست
برچسبها: بابک غلامی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مهر ۱۴۰۴ ساعت 0:4 توسط بابک غلامی
|