شب...

شب است و به اجبار بیدارم


در فراق یار بی اختیار گریانم


با جسارت در سیاهی میروم


بی پروا در بند شب سخن می

گویم


کنون برایم شعر و ترانه شو


غزل گو صبح دم شود شامگاه من

#بابک غلامی


برچسب‌ها: بابک غلامی
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:4 توسط بابک غلامی |